مجتبى ملكى اصفهانى
412
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
تحصيل آن تأكيد شده است ، مقصود همين معناى بصيرت در اصول دين است . و الّا « تفقّه » در فروع دين نه تنها بر همگان لازم نيست ، كه با عدم توجّه خداوند - تبارك و تعالى - به غير فقيه نيز تناسب ندارد . « 1 » فقه در اصطلاح رايج بين فقها عبارت است از : « علم به احكام شرعى فرعى كه از ادلهى تفصيلى به دست مىآيد » « 2 » . - فايدهى علم فقه : فايدهى علم فقه عبارت است از : تأمين سعادت زندگى دنيوى و اخروى انسان در ابعاد گوناگون فردى ، اجتماعى ، جسمى ، روحى و نيل به مقامات عالى انسانى و بهرهمند شدن از نعمت بسيار بزرگ رضا و خشنودى خداوند - تبارك و تعالى . - تاريخچهى تفقّه : مسألهى تفقّه در فروع دين از همان صدر اسلام ميان اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وجود داشته است . ليكن چون وجود مقدّس حضرت در بين مردم حضور داشتهاند و مسائل مورد ابتلا كه نياز به اجتهاد و استخراج فرعيّات از اصول داشته
--> ( 1 ) ادوار فقه ، ج 1 ، ص 30 ، به بعد . با تلخيص . ( 2 ) المعالم ، ص 22 ؛ القوانين ، ص 5 ؛ تهذيب الاصول سبزوارى ، ج 1 ، ص 7 ؛ تمهيد القواعد ، ص 32 ؛ المستصفى ، ج 1 ، ص 9 ؛ عبارات مختلفى در تعريف « علم فقه » بيان شده است كه مىتوان از بررسى مجموع آنها « علم فقه » را چنين تعريف كرد . علم فقه عبارت است از علم و آگاهى به وظايف شرعى انسان كه مربوط به اعضاء و جوارح است و از ادله تفصيلى ( كتاب ، سنّت ، عقل ) به دست مىآيد . به عبارت ديگر : « علم فقه » يعنى آگاهى به برنامه عملى دين براى انسانها كه از طريق كتاب و سنّت ارائه شده است .